
دقت در شرح حال این مادر مکرمه شاهدی است بر رد خواسته منتقدینی که می گویند اطبای سنتی که تحصیلات طب رایج را نخوانده اند تحت هیچ شرایطی نباید اجازه طبابت داشته باشند. همچنین درسی است برای بسیاری از پزشکان و غیرپزشکان (چه طب رایج و چه سنتی) که متاسفانه دیده می شود که به سوء استفاده های مالی از طبابت خود روی آورده اند
بنده تصور می کنم نبوغ و سلامت این شهید بزرگ صرفا ژنتیکی نیست و مادری که مسلط به طب سنتی است قطعا آموزه های خود را در تربیت، تغذیه و درمان فرزند به کار برده است. نظر شما چیست؟
نام مادر استاد سكينه بود. او زن نابغه اي بود. استاد شهيد مرتضي مطهري مي گفت: مادر ما يك كامپيوتر است. هرچه در زندگي شنيده و خوانده بود، حفظ بود. از نظر حافظه اعجوبه اي بود. گاهي كه استاد منبر مي رفت و شعري مي خواند، مادر دنباله شعر را مي خواند و مي گفت كه از كدام شاعر است. استاد مي گفت: ما يك صدم به مادر نرفته ايم.
هنگامي كه من و برادرانم مقدمات عربي را نزد پدرمان در فريمان مي خوانديم، مادر هم به درس گوش مي دادند. گاهي كه صبحها قرآن مي خوانديم، پدر صرف و نحو بعضي از كلمات قرآن را از ما مي پرسيد. هرگاه ما در جواب مي مانديم، مادرم چون درس را گوش كرده بود، آهسته پاسخ صحيح را به ما مي گفت.
نيروي بيان و نطق مادرم هم خيلي قوي و زيبا بود. اگر در مجلسي مي نشست كه پانصد زن بودند، تنها او سخنگو بود. خيلي قشنگ هم حرف مي زد. استاد مي گفت: من چهل سال است با اين مادر سروكار دارم؛ عجيب است الان هم كه صحبت مي كند، من جملات بكر و ضرب المثلهايي از او مي شنوم كه برايم تازگي دارد.....مادر طب سنتي را هم مطالعه كرده بود. تمام كتاب «تحفه حكيم مؤمن» را حفظ بود. در کار طبابت عجیب وارد بودند و همچنین در زمینه درمان نازایی. آن زن در حدود 60سال در فريمان براي زنها طبابت كرد، بدون آنكه ردخور داشته باشد و حتي يك نفر در اثر طبابت او بميرد. پدر استاد 60 سال طبيب روحاني فريمان بود و مادر استاد طبيب جسماني مردم.
شگرد كار مادر استاد در پذيرش بيمار اين بود كه استخاره مي كرد كه فلان بيمار را بپذيرد يا خير. از بيماران پولي نمي گرفت و هزينه ها را هم خودش مي داد.
يك بار در فصل تابستان، چوپاني از ده «سفيد سنگ» در نزديكي فريمان، همسر جوان و زيباي خود را كه تازه با او عروسي كرده بود، نزد مادرم آورد. وي پس از معاينه گفت:«اگر بخواهم او را معالجه كنم، نياز به چند روز بستري شدن دارد.» چون همسرش غريب بود و در فريمان كسي را نداشت، ناچار او را در منزل خودمان در يك اتاق بستري كرد. به شوهرش هم گفت: «ده روز ديگر بيا و زنت را ببر.»
پس از ده روز، چوپان آمد. گوسفندي هم آورده بود كه مادر قبول نكرد. مريض كه كاملا بهبود پيدا كرده بود، همراه شوهرش رفت.
يك يا دو سال بعد، همان بيماري عود كرد و زن مريض شد. اين بار همسرش بيمار را همراه برادرش فرستاد و گفت: «او را به منزل حاج شيخ حسين ببر.»پدر استاد در محل به اين نام شهرت داشت. چوپان همراه مريض خود، از دروازه وارد مي شود و از مردم مي پرسد: «منزل شيخ حسين كجاست؟»
با توجه به اينكه شخصي كاسب به نام شيخ حسين در فريمان بود و از قضا پزشكي به نام دكتر فتاحي هم در منزل او ساكن بود، مردم آنها را به منزل شيخ حسين هدايت مي كنند. دكتر فتاحي بيماري او را اشتباه تشخيص مي دهد و با تزريق يك آمپول اشتباه، زن جوان را مي كشد!
مادر استاد با اينكه سواد خواندن داشت، نمي توانست چيزي بنويسد.
مسئله ديگري كه مادر به آن خيلي اشتياق داشت، رسيدگي به مستضعفان بود. اگر چيزي گيرش مي آمد، به افراد مستمند مي داد. يادم است كه يك سال استاد به برادرش گفت: محمدتقي! بيا با هم ماهانه اي در نظر بگيريم و براي پدر و مادر بفرستيم.او گفت: «پدر نياز ندارد، چون برادر بزرگمان متكلف مخارج آنهاست». استاد گفت: به خاطر نياز نمي گويم. كمك به پدر و مادر باعث مي شود كه خداوند به انسان توفيق دهد. هر چه ما به آنها كمك كنيم و بيشتر رضايت آنها را جلب كنيم، خداوند توفيقات ما را بيشتر مي كند. قرار گذاشتيم ماهانه چيزي برايشان بفرستيم. بعدها فهميديم كه همه آن پول را پدر كتاب مي خريد و مادر صدقه مي داد.
استاد شهيد علامه مرتضي مطهري حافظه عالي، استعداد فوق العاده، توانايي نطق و خطابه و نيز رسيدگي به مستضعفان را از مادر به ارث برده است.
منبع:
http://www.tebbotahdidenarm.blogfa.com/post/30
http://mortezamotahari.com/fa/ArticleView.html?ArticleID=78713&SearchText=&LPhrase=طب سنتی
سکوت
سکوت
سکوت پر از حرف و معنا.........



خانواده شهید مصطفی احمدی روشن در پاسخ به پیام محبت و بصیرت آمیز مقام معظم رهبری در رابطه با شهادت این دانشمند جوان ایران اسلامی ، طی نامه ای خطاب به حضرت آیت الله خامنه ای ، تاکید کردند:هر قطره خون مصطفای عزیز، هزاران جوان غیور و شهادت طلب در اقصی نقاط سرزمینهای اسلامی میپروراند.
به گزارش واحد مرکزی خبر متن کامل این نامه ، به این شرح است:
من المومنین رجال صدقوا ما عاهدوا الله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدّلوا تبدیلا
محضر مبارک حضرت آیتالله العظمی امام خامنه ای (مدظلّه العالی)
سلام علیکم؛
سرخم می سلامت، شکند اگر سبویی
پیام سراسر شور، محبت و بصیرت افزای حضرتعالی در رابطه با شهادت سرباز صراط مستقیم ولایت،دانشمند جوان ایران اسلامی، مصطفای شما موجب تسلّی خاطر و آرامش قلبی خانواده و بستگان گردید.
اعتقاد راسخ داریم شجره طیبه انقلاب اسلامی، این یادگار حضرت امام (ره)، بار دیگر با تأسی به مکتب سیدالشهداء علیهالسلام، یکی از ثمرات جاودان خود را تقدیم اسلام عزیز کرد.
مصطفای شهیدمان که تنها افتخار خویش را حرکت در سایهسار ولایت، بدون وابستگی به هیچ جریان و گرایشی، و عمل به تکلیف خود در جبهه های نبرد علمی میدانست، بدست ایادی استکبار جهانی به سردمداری آمریکا و صهیونیسم بین الملل به آرزوی دیرینه خود، فوز عظیم شهادت نایل گردید؛ لکن این دشمنان زبون و یزیدیان زمان بدانند که با شهادت رساندن مصطفی، از حنجر این خانواده ندایی جز «ما رأیت الا جمیلا» و از حلقوم ملت شریف ایران جز فریاد «یا لثارات الحسین» نخواهد شنید.
دشمنان داخلی و خارجی ملت سرافراز ایران اسلامی بدانند که هر قطره خون مصطفای عزیز، هزاران جوان غیور و شهادت طلب در اقصی نقاط سرزمینهای اسلامی می پروراند که آرامش را از اردوگاه استکبار و نظام سلطه خواهد ربود.
«ما ننسخ من آیه او ننسها نأت بخیر منها او مثلها»
رهبرا ما پای بیعتنامه خویش را با خون فرزندمان امضاء کرده ایم و از شما مسئلت داریم در پیشگاه خداوند متعال و حضرت ولیعصر (ارواحنا له الفداء) شهادت دهید که ما ذره ای از پیمودن راه اعتلای مکتب اسلام عزیز کوتاه نخواهیم آمد و در پایان عرضه میداریم:
«ربنا تقبل منا هذا القلیل»
خانواده شهید مصطفی احمدیروشن
بعلت استقبال بی نظیر دوستداران طب اسلامی مهلت ثبتنام تا تاریخ 90/10/23 تمدید شد.
مکان : مسنجر ایطاها
زمان : جمعه ها
توجه : ساعت برگزاری کلاس به 2 تغییر یافت کلاس در ساعت 2 عصر برگزار میشود
برای گرفتن رمز ورود به اتاق ثبت نام کنید
رمز ورود تا چند ساعت بعد به ایمیلتان ارسال میشود
برای ثبت نام بر لینک زیر کلیک کنید و اطلاعات خواسته شده را پر کنید